خرید بک لینک
پادشاهی از آنِ کلمات است یوغ ما را. آیا رمقی به تنم هست که صدق را دریچه شود؟ دانهی برف در نبضِ باد آشوبِ صادقه حوضِ نفت در دهلیز موزه آرام بر زمین خفته بیتابیمان هم که همیشگیست. پرتوی واتاب از قشرِ حوض سیمای تابلو را افروخته سکون نظاره

برچسب: نویسنده: ابوالفضل میرزاده تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 22:52

جام زمانم عجب که تهی، سحاب خون بر فرازش تنها نظارهگر است.

برآنم بود که صحیفهی کوهها را به گامهایم نقش رستم زنم. بر نعش بهمن اسبان تاریخ رج زدند و آفتاب خونآبهی فرهاد را به آسمان برکشید.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: ابوالفضل میرزاده تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 22:52

صفحه بندی